تبليغاتX
هميشه آلبالويي و پرتقالي باشيد .
هميشه آلبالويي و پرتقالي باشيد .
عشق را تجربه كن حتي اگر توش شكست بخوري
ديوانگي ... !
شايد هنوز فرصت براي مستي بسيار باشد اما اي رهگذر باور داشته باش زندگي آنچه من و تو مي گذرانيم نيست . همه ي عادت ها را تبصره اي از زندگي كرده ايم و انجام آنها را اجبار، افراد جديد با انديشه هايي نو را خارج از محيط دايره ي افكارمان قرار داده ايم و فقط الگوي تكراري هميشگي را ادامه مي دهيم به اين خيال كه تجربه هاي تلخ ديگر تكرار نمي شوند اما واي بر ما كه تلخي همين مسير تكراريست كه ما در حال گذر از آنيم . دلبستگي هاي بچگانه ، عشق هاي دروغين ، عادت هاي زود گذر، ثانيه هاي سرگردان ، هدف هاي معلق ، افكار نا محدود و عمل هاي شرطي و مهمتر از همه جاه طلبي هاي بيهوده ي دنياي هزار رنگمان را بر بوم تاريخ رسم مي كنيم و با گردن هايي راست بر آن افتخار مي كنيم و اين است كه باعث تاسف است . حال به ما بگوييد سهم زندگيمان را در كدامين معدن بيابيم ؟ معدن دل ... ؟ با اين همه شروط براي عاشق شدن خواب ديدنش هم مكروه است و جريمه دارد چه برسد به احساسش در بيداري پس به ناچار سراغ معدن ديگري مي رويم ! شايد معدن منطق ... ؟ با فرض اينكه خيلي ها ژن منطق را دارا باشند بحث را ادامه مي دهيم هر چند مي دانيم كه از همين ابتدا بايد فرض را رد كرد ولي با اين حال اي عزيز دل نگاهي به بلنداي انديشه ات و نگاهي ديگربه سقف امكان انجام انديشه ات بيانداز ... آنقدر كوتاه است كه حتي نمي تواني براي گام برداشتن برخيزي ، دوست من براي فرار از تكرار همه ي جاده ها تا اطلاع ثانوي بسته است . نمي دانم چه بگويم ...اما تمام افكارم در خلوت شب مانند تن كودك بچه اي كه در حال بازي در ظهر تابستان است عرق سوز شده ... مي ترسم ... مي ترسم افكارم نا خواسته اسير جهنم و آتش پليدي شود فعلا كه آنها را با معماي ديوانگي سرگرم كرده ام ... كاش لااقل پاسخي براي اين معما پيدا شود بلكه بتوانم تبصره اي نوظهور را به آن تبصره هاي تكراري اضافه كنم . ولي خوب مي دانيد كه دو دست من به تنهايي قادر به اين انقلاب كوچك نيست پس اگر تو هم از تكرار خسته اي به كمك ذهن خسته ام بيا كه با تمام وجود خواهان همراهيت هستم ...! براي تنها ماندن راه بسيار است حتي خواستن تنهايي به تنهايي كافيست ديگر نيازي به پيدا كردن راه نيست ولي آنچه كه من و تو را در ابهام به اسارت كشيده يافتن راهي است براي با هم بودن و حتي به نظر من يافتن افكارهايي عجيب براي نابودي تكرار براي ديوانگي! اگر تا اين كلمه قدم رنجه كردي و پيش آمدي از تو ممنونم ولي حالتي را كه ازتو در نيمي از احتمالم احساس مي كنم پوزخندي است از جانبت نسبت به اين انديشه ها كه به حراج گذاشته اي . همانند پوزخندهايي كه گاليله را به خاطر فكر بزرگش به تمسخر كشيد همان فكري كه در آن روز او را ديوانه شمردند و امروز به بزرگي انديشه اش پي بردند پس شايد ديوانگي هاي امروز ما تحولي نو در آينده باشد . به هر حال باور كن اينجا اجبار حكم نمي كند پس هم تو حق آزاد انديشي داري و هم من ... .
نوشته شده توسط سارينا در ساعت 2:31 بعد از ظهر | لينک |
شروع دوباره

بازم اومدم ... بازم اومدم تا شروع کنم ... تنهام نذار

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 5:58 بعد از ظهر | لينک |
MADAR
mAl)al2Am l2OozaT Mol3al2Ak haMishe pOl2teghaL!o AlbaLoOye l3aShy .
نوشته شده توسط سارينا در ساعت 2:42 بعد از ظهر | لينک |
رنگ
آنچه سكوت مرا در سياهي شب مي شكند صداي پاي غريب عقربه هاي ساعت است

آنچه سكوت مرا در سياهي شب مي شكند صداي پاي غريب عقربه هاي ساعت است . آنچه مرا در تاريكي ها تنها گذاشته غربت من در بين آشنايانم است . آنچه با من همراه است ذهنيست درگير از خاطرات رفته و اميد و آرزوهاي دست نيافتني .

دستانم را در دل رنگ فرو برده ام همچو نقاش بي اميد ،

  زندگيم را همراه همه ي بود و نبودهايش پشت پرده اي از خيالات رنگين پنهان مي كنم

 و اين است عادت من . در اين قاب هزار رنگ زندگي  پيدا كردن واقعيت مفهومي ندارد و آنچه معنادار شده به دست آوردن نقابي پررنگ تر است .

عشق ، محبت ، شادي ، دلتنگي ، انتظار، غم ، دلسنگي ، حسرت ، شكست  و هر

آنچه كه من ، تو و ديگري فكرمي كنيم پشت اين حقيقت هاي دروغ  زندگي پنهان شده اند ... لعنت به هر چه رنگ در دنيا و دورنگي است كه تازه آگاه شده ام بر عشق به بي رنگي و يكرنگي .

يكرنگ، مهربان و شاد باشيد .

 

 

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 11:43 بعد از ظهر | لينک |
عاشق شدن و عاشق ماندن
سلام

سلام ... باز شروع  مي شود باز مي نويسم تا بماند ...

امروز روزي  ديگر است براي باقي ماندن همه ي  رفتني ها ...

زندگي گذر ثانيه از ديد ما نيست ، زندگي تپش قلب ما در گذر آنهاست ...

خواسته يا نا خواسته مسافر اين زمونه شده ايم پس اراده ي ما براي به دست آوردن

 برگ  برنده اسير است نه براي خودخواهي ها ...

امروز شروعي است براي يافتن ، براي نزديك شدن به پايان شماره ي معكوس تپش ها ...

ثاتيه ها مي گذرند تا آينده را بياورند ، قلبها مي تپد تا زندگي معنا شود ، تاريخ  مي ماند

 تا ما عبرت بگيريم ...

اما ... اما من به چه فعلي پناه ببرم تا با معناي آن لياقت انسان بودن را نشان دهم من انسانم و ...

مي گردم تا پيدايش كنم فعلي را كه براي انسان است فعلي كه از آن او ست ...

و آن جز عاشق شدن و عاشق ماندن نيست ...

پس براي پيدا كردنش بشتابيم زمان تا به حال به اندازه ي

 كافي گذشته ما نيز بايد بگذريم ...

از هر آنچه تا به امروز به آن دل بسته بوديم حتي قلبمان ...

پرتقالي ، آلبالويي  و شكلاتي  باشيد !

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 4:47 قبل از ظهر | لينک |
غرور
به نام خالق تمامي اشك ها و لبخند ها

به نام خالق تمامي اشك ها و لبخند ها

وقتي فكر مي كنم كه غرور آدمي چيست و ارزش آن چفدر است به هيچ نتيجه اي نمي رسم كه بتواند مرا قانع كند اما از طرفي ديگر اگر بخواهم ارزش غرور را بالا بدانم بايد از بسياري چيزهاي با ارزش ديگر بگذرم و همچنين اگر بخواهم غرور را در درجه ي پايين تري قرار دهم وجود و روح خود را خورد و حقير كرده ام . حال مانده ام كه چگونه با خود و روزگار كنار بيابم ! روزي دوستي مي گفت حاضر است براي به دست آوردن بعضي چيزهاي با ارزش از غرور و وجودش بگذرد ، در نگاه  اول حرفش را كودكانه شمردم ولي حال كه بيشتر فكر مي كنم كسي جز شنونده جز من بچه نبود . حرفش را آويزه ي گوش و نقاب چشمانم كردم ، پذيرفتم و براي رسيدن به هدفم قدم برداشتم اما ، اما اي رهگذر غروري را كه برايم همچون هويتم با ارزش بود به خاطرش شكستم پشيمان نيستم چون مي دانم ارزش او براي من بالاتر از غرورم است ولي حال خود را زير چتر غرور شكسته ام مي بينم كه باران حرفايش مرا در افكارم غرق كرده است اما من افتخار مي كنم به اين شكسته شدن غرور كه به خاطر او بود و افسوس مي خورم كه چرا اينگونه او را پيدا كرده ام اما مي پذيرم همه ي ثانيه ها را اگر به خاطر صداقت بگذرند پس خبرش كنيد و گوييد در انتظارش نيستم چون او از من مي خواهد ولي اين را هم بگوييد ظاهر آدمي همان است كه دوست مي خواهد باطنش را درياب ، همچون من كه آن دوست آن رهگذر را پيدا كردم و براي همه ي حرف هايش سجده كردم وبه يقين آنرا پذيرفتم .

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 5:27 قبل از ظهر | لينک |
هميشه آلبالويي و پرتقالي باشيد .
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم . CommentReload.com is your one stop Myspace Comment Site
The Best Comments @ COMMENTRELOAD.com
CommentReload.com is your one stop Myspace Comment Site
The Best Comments @ COMMENTRELOAD.com
CommentReload.com is your one stop Myspace Comment Site
The Best Comments @ COMMENTRELOAD.com
نوشته شده توسط سارينا در ساعت 3:57 بعد از ظهر | لينک |
CommentReload.com is your one stop Myspace Comment Site
The Best Comments @ COMMENTRELOAD.com
نوشته شده توسط سارينا در ساعت 3:40 بعد از ظهر | لينک |
عيد
سلام دوستان گلم انشا الله كه شاد و سلامت باشيد

سلام دوستان گلم انشا الله كه شاد و سلامت باشيد

شمارش معكوس سال 1385 هم شروع شد

پيشاپيش تولد بهار مبارك اميدوارم كه اين تولد شروع يك سال پر هيجان و پر از شادي باشد به هر حال امسال به هر صورتي كه بود گذشت حالا اينبار دوباره ازتون خواهش مي كنم كه براي منم دعا كنيد منم دعا مي كنم البته اگر خداي مهربون حاضر باشه تا به حرف من حقير گوش دهد .

آرزوي ثانيه هاي پرتقالي و آلبالويي عيدي كوچكي است ازطرف من به شما كه از مهربون ترين مهربونها براي شما خواهانم .

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 1:11 قبل از ظهر | لينک |
Happy birthday to me
به نام خالق مهرباني هاي واقعي

به نام خالق مهرباني هاي واقعي

 

سلام سلام سلام  خوبيد امروز 13 اسفنده منم فردا تولدمه ومي خوام سعي كنم لااقل واسه ي يك مدت هم كه شده قيده هر چي غم و غصه هستش را بزنم آخه يك ماهي مي شه كه حالم خوب نبوده ديگه خسته شدم

ها ؟ ها‌‌ ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟

پيشا پيش عيدتون مبارك ها ؟ مي دونم دلتون هوامو مي كنه اما خوب اينم مي دونم كه با اين همه وبلاگ خوشگل كسي اين وبلاگ رو تحويل نمي گيره  .

قربونتون برم شاد باشيد و ثانيه هاتونم هميشه پرتقالي و آلبالويي .

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 12:12 بعد از ظهر | لينک |
غريبه
خيلي دلتنگ حرفاي قشنتگتم اي مهربون

خيلي دلتنگ حرفاي قشنتگتم اي مهربون  ...  هميشه وقتي دلم هواي مهربونيهات را مي كرد با اينكه مي دونستم نيستي پناه مي بردم به انتظاري كه به خاطر تو در من  وجود داشت اما حالا اي غريبه تو را دلتنگم .

ولي حالا فاصله ي ما شده يك دنيا ي مجازي و دل من به اندازه ي همه ي دروغ هاي گفته شده بين مردم برات تنگ شده  و عكسات يك يادگاري براي از بين بردن اين قلب خسته كه توي قمار عشق زير پاي احساساتم نابود شد و من چاره اي جز پرستش اين نابودي كه يادگار توست ندارم ... خوشبخت بشي غريبه .

 

 

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 9:29 بعد از ظهر | لينک |
به نام مهربون ترين مهربون ها ...
ترين ها:

ترين ها:

مهربان ترين آدم دنيا:                              مادر

شيرين ترين لحظه زندگي:                  عيدي گرفتن يك بچه

بهترين دوست نوجواني:                        تنهايي

بهترين هديه ي جواني:              نگاه

فتنه انگيزترين چيز توي زندگي:                    دروغ

بهتريم هديه دوران عاشقي:                بوسه

 

آموختم:

بهار را با عشق

تابستان را با شادي

پاييز را با غم

و.....

 

بدترين درد اين نيست كه..................... عشقت بميره

بدترين درد اين نيست كه.....................به اوني كه دوستش داري نرسي

بدترين درد اين نيست كه.....................عشقت بهت نارو بزنه

بدترين درد اينه كه..............................يكي رو دوست داشته باشي و اون ندونه !

 

 

ناپلئون ميگه حرفي رو بزن كه بتوني بنويسي...  چيزي رو بنويس كه بتوني پاشو امضاء كني...  چيزي رو امضاء كن كه بتوني پاش بايستي!

ناپلئون ميگه وقتي سيبي رو گاز زدي و ديدي كرم درسته اي توش بود، خوشحال باش! اما اگه سيبي رو گاز زدي و كرم نصفه اي توش بود، اوون وقت ناراحت شو از خوزدن اون كرم!!

 

 

 

دوست داشتن برتر از عشق است... عشق يك جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي!

اما دوست داشتن پيونديست خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال!

 

 

هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينه كه منتظر بمونه...

 

 

 

نگو...

نگو بار گران بوديم و رفتيم... نگو نا مهربان بوديم و رفتيم...

نگو اينها دليل محكمي نيست... بگو با ديگران بوديم و رفتيم...

 

 

 

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 10:7 بعد از ظهر | لينک |
ازم پرسيد به خاطره كي زنده هستي؟ با اينكه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچكس" پرسيد : پس به

ازم پرسيد به خاطره كي زنده هستي؟ با اينكه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچكس" پرسيد : پس به خاطره چي زنده هستي؟ با اينكه دلم داد ميزد "به خاطر دله تو"، با يه بغز غمگين بهش گفتم "بخاطر هيچّي" ازش پرسيدم : تو بخاطر چي زنده هستي؟ در حالي كه اشك تو چشمش جمع شده بود گفت : بخاطر كسي كه بخاطر هيچ زندست.!

 

 

دروغ نگو (حتي اگر مجبور بودي) غيبت نكن(حتي اگر به تو بد كرده بود) تهمت نزن(حتي اگر دشمن تو بود)زياد حرف نزن(حتي اگر خيلي حرف داشتي)گريه نكن(حتي اگر دلت خيلي پر بود)فرياد نكش(مگر داخل يك بالش)با كسي صميمي نباش(حتي اگر خيلي دوسش داشته باشي)!!! اين يك نصيحت بود.

 

بيايد يكم به خدا نزديك تر شيم

يكي از خدا پرسيد، چرا اون بالا تنهايي؟خدا در جوابش گفت:از وقتي شماهارو آفريدم ، به خاطر حلّ  گرفتاري هاي شما هنوز نتونستم به خودم فكر كنم

 

 

بهترين باش!

بهترين دوست اگه نيستي، لااقل بهترين دشمن باش، غمخوارم اگه نيستي، لااقل بزرگترين غمم باش، هرچه هستي بهترين باش، چون بهترين ها هميشه در خاطر مي مانند، پس در خاطرات بدم بهترين باش!

 

 

شبي خواب ديدم با خدا كنار ساحل قدم ميزنم،رد پاي هردوي ما روي ساحل بود،وقتي برگشتم و به گذشته نگاه كردم ديدم در موقع سختي تنها يك رد پا كناره ساحل است، پس به خدا گله كردم و گفتم:خدايا چرا در موقع سختي مرا تنها گذشتي، خدا لبخندي زدو گفت:فرزندم در آن موقع تو بر دوشه من بودي

 

يك قلب براي تو!!

يه قلب تو دنيا هست كه فقط به خاطر تو مي تپه.........آره.......... و مطمئن باش اون فقط قلب خودته نه كسي ديگه اي!!!!!!

 

 

 

دفتر خاطرات زندگي:

زندگي دفتري از خاطر هست. يك نفر در شب كم، يك نفر در دل خاك، يك نفر همدم خوشبختي هاست، يك نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز كنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم...

 

 

به همه عشق بورز به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچ كس بدي نكن. زندگي 3 بار بهت دروغ ميگه ......... 1 - وقتي به دنيات مياره ........ 2 - وقتي عاشقت ميكنه ..........  3- وقتي زندگيت رو ازت ميگيره تا بهت بگه همش خوابي بود و بس!!

 

 

پاييز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گريه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم چون تو را دوست دارم!!

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 10:6 بعد از ظهر | لينک |
valentine
HappyValentine

 

HappyValentine

 

Happy valentine    Happy valentine   Happy valentine    Happy valentine

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 2:53 قبل از ظهر | لينک |
ولنتاين
سلام بازم سلام

سلام بازم سلام ... سلامي به بزرگي عشق هاي واقعي و از ياد رفثه ، سلامي به مهرباني قلب هاي شما ، سلامي پر اسانس و مخصوصا آلبالويي و پرتقالي .

فردا روز عشق و مهربونيه ... روزي كه سرخي قلب ها رنگين تر مي شه و دلهاي مهربون به ياد عشق پارچه ي مخمل قرمزي را به تن مي كنند و و براي هديه ي جان ،‌ اشك خون جاري مي كنند

و امروز شاهد اشكهاي خون نما هستيم شاهد دروغ هاي باوركردني . با اين حال دوست گلم ولنتاينت مبارك .

هميشه عاشق باشي ومعشوق بماني  ...  مانا باشيد .

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 2:53 قبل از ظهر | لينک |
 سلام دوست گل و آلبالویی خودم   امروز برای تنوع چند تا عکس گذاشتم  آخه یکم وبلاگم یکنواخت شده بود  
نوشته شده توسط سارينا در ساعت 3:7 بعد از ظهر | لينک |
بي كسي

ماه ها بود كه خورشيد بي فروغ بر شب كوچه هاي شهر دلم مي تابيد و من

 در تاريكي اين شهر جز به بن بست هاي ويرانه راه ديگري نداشتم. حال كه قلبم راه كويري را به پيش گرفته از شلوغي شهر خيال آسوده گشتم و به آسمان قلبم پناه برده ام ، به آسماني كه همه ي بيابان وجودم را محاصره كرده و ستاره ها در دامان آن براي بي كسيم اشك غم را كه زينت بخش صورت بي آلايش آسمان است مي ريزندو غنچه هاي پژمرده ي گورستان آرزوهايم در شبانه ها به من مي انديشند كه خود از ديوانگانٍ عالم ٍبي خبريم .

چه بگويم از آنكه همه گلٍ رحم برايم مي كارند و من چاره اي جز به درد

 ندارم  بيـزارم از آنكه عطر گل رحمت مرا مست نوازش ترحمت كند و

 من خسته ام از همه و از بي كسي پس چه كنم كه از ديوانگي خسته ام خستـــــــــــــــــــه ؟

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 11:49 قبل از ظهر | لينک |
دروغ

ديروز عشق حقيقت زندگي بود ، امروز عشق يك دروغ بيش نيست ، فردا عشق چه معنا مي شود ؟ نكند براي فردايمان عشق افسانه باشد.

þ                                                               

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 3:29 قبل از ظهر | لينک |
آسمان

Øآسمان آبي چه دلتنگ است امروز

 Öغروب آفتاب چه غمناك است امروز

N  به نگاه ها بنگر كه چه تنها گشته اند

Y به ياري دلها بشتاب كه خود دل شكسته اند!

سارينا  پرتقالي و آلبالويي باشيد .

 

نوشته شده توسط سارينا در ساعت 3:29 قبل از ظهر | لينک |
من كيستم ؟