بازم اومدم ... بازم اومدم تا شروع کنم ... تنهام نذار![]()
![]()
![]()
آنچه سكوت مرا در سياهي شب مي شكند صداي پاي غريب عقربه
هاي ساعت است . آنچه مرا در تاريكي ها تنها گذاشته غربت من در بين آشنايانم است .
آنچه با من همراه است ذهنيست درگير از خاطرات رفته و اميد و آرزوهاي دست نيافتني .
دستانم را در دل رنگ فرو برده ام همچو نقاش بي اميد ،
زندگيم را همراه همه ي بود و نبودهايش پشت
پرده اي از خيالات رنگين پنهان مي كنم
و اين است عادت من . در اين قاب هزار رنگ
زندگي پيدا كردن واقعيت مفهومي
ندارد و آنچه معنادار شده به دست آوردن نقابي پررنگ تر است .
عشق ، محبت ، شادي ، دلتنگي ، انتظار، غم ، دلسنگي ،
حسرت ، شكست و هر
آنچه كه من ، تو و ديگري فكرمي كنيم پشت اين حقيقت هاي
دروغ زندگي پنهان شده اند ... لعنت
به هر چه رنگ در دنيا و دورنگي است كه تازه آگاه شده ام بر عشق به بي رنگي و
يكرنگي .
يكرنگ، مهربان و شاد باشيد .
سلام ... باز شروع مي شود باز مي نويسم تا بماند ...
امروز روزي ديگر است براي باقي ماندن همه ي رفتني ها ...
زندگي گذر ثانيه از ديد ما
نيست ، زندگي تپش قلب ما در گذر آنهاست ...
خواسته يا نا خواسته مسافر
اين زمونه شده ايم پس اراده ي ما براي به دست آوردن
برگ برنده اسير است نه براي خودخواهي ها ...
امروز شروعي است براي
يافتن ، براي نزديك شدن به پايان شماره ي معكوس تپش ها ...
ثاتيه ها مي گذرند تا
آينده را بياورند ، قلبها مي تپد تا زندگي معنا شود ، تاريخ مي ماند
تا ما عبرت بگيريم ...
اما ... اما من به چه فعلي
پناه ببرم تا با معناي آن لياقت انسان بودن را نشان دهم من انسانم و ...
مي گردم تا پيدايش كنم
فعلي را كه براي انسان است فعلي كه از آن او ست ...
و آن جز عاشق شدن و عاشق
ماندن نيست ...
پس براي پيدا كردنش
بشتابيم زمان تا به حال به اندازه ي
كافي گذشته ما نيز بايد بگذريم ...
از هر آنچه تا به امروز به
آن دل بسته بوديم حتي قلبمان ...
پرتقالي ، آلبالويي و شكلاتي باشيد !
به نام خالق تمامي اشك ها و لبخند ها
وقتي فكر
مي كنم كه غرور آدمي چيست و ارزش آن چفدر است به هيچ نتيجه اي نمي رسم كه بتواند
مرا قانع كند اما از طرفي ديگر اگر بخواهم ارزش غرور را بالا بدانم بايد از بسياري
چيزهاي با ارزش ديگر بگذرم و همچنين اگر بخواهم غرور را در درجه ي پايين تري قرار
دهم وجود و روح خود را خورد و حقير كرده ام . حال مانده ام كه چگونه با خود و
روزگار كنار بيابم ! روزي دوستي مي گفت حاضر است براي به دست آوردن بعضي چيزهاي با
ارزش از غرور و وجودش بگذرد ، در نگاه
اول حرفش را كودكانه شمردم ولي حال كه بيشتر فكر مي كنم كسي جز شنونده جز
من بچه نبود . حرفش را آويزه ي گوش و نقاب چشمانم كردم ، پذيرفتم و براي رسيدن به هدفم
قدم برداشتم اما ، اما اي رهگذر غروري را كه برايم همچون هويتم با ارزش بود به
خاطرش شكستم پشيمان نيستم چون مي دانم ارزش او براي من بالاتر از غرورم است ولي
حال خود را زير چتر غرور شكسته ام مي بينم كه باران حرفايش مرا در افكارم غرق كرده
است اما من افتخار مي كنم به اين شكسته شدن غرور كه به خاطر او بود و افسوس مي
خورم كه چرا اينگونه او را پيدا كرده ام اما مي پذيرم همه ي ثانيه ها را اگر به
خاطر صداقت بگذرند پس خبرش كنيد و گوييد در انتظارش نيستم چون او از من مي خواهد ولي
اين را هم بگوييد ظاهر آدمي همان است كه دوست مي خواهد باطنش را درياب ، همچون من
كه آن دوست آن رهگذر را پيدا كردم و براي همه ي حرف هايش سجده كردم وبه يقين آنرا
پذيرفتم .



سلام دوستان گلم انشا الله كه شاد و سلامت باشيد
شمارش معكوس سال 1385 هم شروع شد
پيشاپيش تولد
بهار مبارك اميدوارم كه اين تولد شروع يك سال پر هيجان و پر از شادي
باشد به هر حال امسال به هر صورتي كه بود گذشت حالا اينبار دوباره ازتون خواهش مي
كنم كه براي منم دعا كنيد منم دعا مي كنم البته اگر خداي
مهربون حاضر باشه تا به حرف من حقير گوش دهد .
آرزوي ثانيه هاي پرتقالي و آلبالويي عيدي
كوچكي است ازطرف من به شما كه از مهربون ترين مهربونها براي شما خواهانم .
به
نام خالق مهرباني هاي واقعي
سلام سلام سلام
خوبيد امروز 13 اسفنده منم فردا تولدمه ومي خوام سعي كنم لااقل واسه ي يك مدت هم كه شده قيده هر چي
غم و غصه هستش را بزنم آخه يك ماهي مي شه كه حالم خوب نبوده ديگه خسته شدم
ها ؟
ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها
؟ ها ؟ ها ؟
پيشا پيش عيدتون مبارك ها ؟ مي دونم دلتون هوامو مي كنه اما خوب
اينم مي دونم كه با اين همه وبلاگ خوشگل كسي اين وبلاگ رو تحويل نمي گيره .
قربونتون برم شاد باشيد و ثانيه هاتونم هميشه پرتقالي و آلبالويي .
خيلي دلتنگ حرفاي قشنتگتم اي مهربون ... هميشه وقتي
دلم هواي مهربونيهات را مي كرد با اينكه مي دونستم نيستي پناه مي بردم به انتظاري كه به
خاطر تو در من وجود
داشت اما حالا اي غريبه تو را دلتنگم .
ولي حالا
فاصله ي ما شده يك دنيا ي مجازي و دل من به اندازه ي همه ي دروغ هاي
گفته شده بين مردم برات تنگ شده و
عكسات يك يادگاري براي از بين بردن اين قلب
خسته كه توي قمار عشق زير پاي احساساتم نابود شد و من چاره اي جز پرستش اين نابودي كه يادگار توست ندارم ... خوشبخت بشي
غريبه .
ترين ها:
مهربان ترين آدم دنيا: مادر
شيرين ترين لحظه زندگي: عيدي
گرفتن يك بچه
بهترين دوست نوجواني: تنهايي
بهترين هديه ي جواني: نگاه
فتنه انگيزترين چيز توي زندگي: دروغ
بهتريم هديه دوران عاشقي: بوسه
آموختم:
بهار را با عشق
تابستان را با شادي
پاييز را با غم
و.....
بدترين درد اين نيست
كه..................... عشقت بميره
بدترين درد اين نيست
كه.....................به اوني كه دوستش داري نرسي
بدترين درد اين نيست
كه.....................عشقت بهت نارو بزنه
بدترين درد اينه كه..............................يكي رو دوست داشته باشي و
اون ندونه !
ناپلئون ميگه حرفي رو بزن كه بتوني بنويسي... چيزي رو بنويس كه بتوني پاشو امضاء كني... چيزي رو امضاء كن كه بتوني پاش بايستي!
ناپلئون ميگه وقتي سيبي رو گاز زدي و ديدي كرم درسته اي توش بود، خوشحال باش!
اما اگه سيبي رو گاز زدي و كرم نصفه اي توش بود، اوون وقت ناراحت شو از خوزدن اون
كرم!!
دوست داشتن برتر از عشق است... عشق يك
جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي!
اما دوست داشتن پيونديست خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال!
هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي
هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينه كه
منتظر بمونه...
نگو...
نگو بار گران بوديم و رفتيم... نگو نا
مهربان بوديم و رفتيم...
نگو اينها دليل محكمي نيست... بگو با ديگران بوديم و رفتيم...
ازم پرسيد به خاطره كي زنده هستي؟ با اينكه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم
"بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هيچكس" پرسيد : پس به خاطره چي
زنده هستي؟ با اينكه دلم داد ميزد "به خاطر دله تو"، با يه بغز غمگين
بهش گفتم "بخاطر هيچّي" ازش پرسيدم : تو بخاطر چي زنده هستي؟ در حالي كه اشك تو چشمش جمع شده بود گفت :
بخاطر كسي كه بخاطر هيچ زندست.!
دروغ نگو (حتي اگر مجبور بودي) غيبت نكن(حتي اگر به تو بد كرده بود) تهمت نزن(حتي اگر دشمن تو
بود)زياد حرف نزن(حتي اگر خيلي حرف داشتي)گريه نكن(حتي اگر دلت خيلي پر بود)فرياد
نكش(مگر داخل يك بالش)با كسي صميمي نباش(حتي اگر خيلي دوسش داشته باشي)!!! اين يك
نصيحت بود.
بيايد يكم به خدا نزديك تر شيم
يكي از خدا پرسيد، چرا اون بالا تنهايي؟خدا در جوابش گفت:از
وقتي شماهارو آفريدم ، به خاطر حلّ
گرفتاري هاي شما هنوز نتونستم به خودم فكر كنم
بهترين باش!
بهترين دوست اگه نيستي، لااقل بهترين دشمن باش، غمخوارم اگه نيستي، لااقل
بزرگترين غمم باش، هرچه هستي بهترين باش، چون بهترين ها هميشه در خاطر مي مانند،
پس در خاطرات بدم بهترين باش!
شبي خواب ديدم با خدا كنار ساحل قدم ميزنم،رد پاي هردوي ما روي ساحل بود،وقتي
برگشتم و به گذشته نگاه كردم ديدم در موقع سختي تنها يك رد پا كناره ساحل است، پس به
خدا گله كردم و گفتم:خدايا چرا در موقع سختي مرا تنها گذشتي، خدا لبخندي زدو گفت:فرزندم در آن موقع
تو بر دوشه من بودي
يك قلب براي تو!!
يه قلب تو دنيا هست كه فقط به خاطر تو مي تپه.........آره.......... و مطمئن باش اون فقط قلب خودته نه كسي ديگه
اي!!!!!!
دفتر خاطرات زندگي:
زندگي دفتري از خاطر هست. يك نفر در شب كم، يك نفر در دل خاك،
يك نفر همدم خوشبختي هاست، يك نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز كنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم...
به همه عشق بورز به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچ كس بدي نكن. زندگي 3 بار بهت
دروغ ميگه ......... 1 - وقتي
به دنيات مياره ........ 2 - وقتي عاشقت ميكنه .......... 3- وقتي زندگيت رو ازت
ميگيره تا بهت بگه همش خوابي بود و بس!!
پاييز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گريه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم چون تو را دوست دارم!!
HappyValentine
Happy valentine Happy valentine Happy valentine Happy valentine
سلام بازم سلام ... سلامي به بزرگي عشق هاي واقعي و از ياد رفثه ،
سلامي به مهرباني قلب هاي شما ، سلامي پر اسانس و مخصوصا آلبالويي و پرتقالي .
فردا روز
عشق و مهربونيه ... روزي كه سرخي قلب ها رنگين تر مي شه و دلهاي مهربون به ياد عشق
پارچه ي مخمل قرمزي را به تن مي كنند و و براي هديه ي جان ، اشك خون جاري مي كنند
و امروز
شاهد اشكهاي خون نما هستيم شاهد دروغ هاي باوركردني . با اين حال دوست گلم
ولنتاينت مبارك .
هميشه عاشق
باشي ومعشوق بماني ... مانا
باشيد .

ماه ها
بود كه خورشيد بي فروغ بر شب كوچه هاي شهر دلم مي تابيد و من
در تاريكي اين شهر جز به بن بست هاي
ويرانه راه ديگري نداشتم. حال كه قلبم راه كويري را به پيش گرفته از شلوغي شهر
خيال آسوده گشتم و به آسمان قلبم پناه برده ام ، به آسماني كه همه ي بيابان وجودم
را محاصره كرده و ستاره ها در دامان آن براي بي كسيم اشك غم را كه زينت بخش صورت
بي آلايش آسمان است مي ريزندو غنچه هاي پژمرده ي گورستان آرزوهايم در شبانه ها به
من مي انديشند كه خود از ديوانگانٍ عالم ٍبي
خبريم .
چه
بگويم از آنكه همه گلٍ رحم برايم مي كارند و من
چاره اي جز به درد
ندارم بيـزارم از آنكه عطر گل رحمت مرا مست نوازش ترحمت كند و
من خسته ام از همه و از بي كسي پس چه كنم
كه از ديوانگي خسته ام خستـــــــــــــــــــه ؟
⋨ديروز عشق حقيقت زندگي بود ، امروز عشق يك دروغ بيش نيست ، فردا عشق چه معنا مي شود ؟ نكند براي فردايمان عشق افسانه باشد. ⋧
þ
Øآسمان آبي چه دلتنگ است امروز
Öغروب آفتاب
چه غمناك است امروز
N به نگاه ها بنگر كه چه تنها گشته اند
Y به ياري دلها بشتاب كه خود دل شكسته
اند!
سارينا
پرتقالي و آلبالويي باشيد .

